توست
مشتی از ابر را جدا کردی
ریخت از دستهای تو، باران
رودی از چشمهات جاری شد
سبزه رویید در طراوت آن

ای که از توست هرچه شیدایی
شور شیرین ...جنون لیلایی
آینه دار طلعتت شده است
هرچه زیبایی است در دو جهان
 
دست، در حلقه ی اجابت توست .
 چشم، امّیدوارِ رؤیتِ توست
"دل ،سراپرده ی محبت توست"
در رگِ هرسه،عشق در جریان

أشهدُ أنَّ دوستت دارم .
نامِ تو درد  هست و درمان هم
ذکرِ تجدیدِ عشق: یا سٌبّوح
 مرهمِ هرچه درد: یا سبحان

ای که شب،آفتاب میپاشی .
 در وضویم گلاب میپاشی
جانمازم گرفته حسّ ِ تورا .
 چادرم منتظر لب ایوان...

 نغمه ی سُهره ها اگرچه غنی... .
چَه چَهِ بلبلان اگرچه بلند...
مطمئنّم که از لبِ تو شکفت .
 روی گلدسته ها  صدای اذان

عارفه دهقانی
منبع اصلی مطلب : هم‌قافیه با باران منبع اصلی مطلب : هم‌قافیه با باران
برچسب ها : توست
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : مشتی از ابر را جدا کردی